خرید بک لینک

درباره سایت

37.

امکانات وب

... و این بار فقر و جهل به سرتاسر جهان، به هر صورتی که هست نگون و گسسته باد! ...

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 7:12

تا به اینجا جذابترین بخش جشنواره، مجری بوده :)) + "آقای شهیدیفر" ِ عزیز :))

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 7:12

دوشنبه ۱ اسفند+ درست بعد از ۷۹۰ روز اومدیم مشهد :) 95% خوشحالیم واسه زیارتِ❤+ چهارشنبه عروسیِ سجادِ، چندساعت قبل که دوشنبه بود رسیدیم خونه خالهزهرا..5% دیگه خوشحالیم دیدن آدماییِ که خوشقلبن و دوستشون دارم :)+ پسرک در بدو وردو بسیار تحویل گرفته شد در حدی که بازم جشن تولد داشت اینجا! تبعیض تا کجاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 8 اسفند 1401 ساعت: 7:12

همسر در کل شخصیت آروم و صبوری داره..ولی هیچکس نمیتونه بگه وضعیت اقتصادی کشور روی کیفیت زندگیش اثر نداشته، از همه جهات!فقط نمیدونم تلفنی چی بهش گفتن که چندثانیه بعد گوشیش به دو قسمت تقسیم شده بودادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 22:02

نیازمندی ها:

_____

+يه سری حرفا رو بايد بخوری با اسيد معده حل شه بره

هيچی ازشون باقی نمونه..!!

پ.ن: بعدتر که عکسو با دقت نگا کردم یه نشونه دیدم :))

مثه یه عالمه ستاره تو سیاهیِ شب..

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 22:02

از چندتا چیز به حد مرگ میترسم؛مار، جنگ و زلزله!خدای مهربونم..همهمون مخلوق خودتیم..به همهمون رحم میکنی؟..+ تو این آشفتهبازار درون،"سقوط"هم بیشتر حالمو گرفته..+ بالاخره تونستم لباسمو ببرم مزون جهت دوخت آستین، صاحب مزون بسی تمجید نمود که انقدر سالم و مرتب نگه داشتم لباسُادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 22:02

به عادت عجیبی که دارم اینه که نمیتونم وسیله اضافی دور و برم نگه دارم! حتی اگه توی انباری هم باشه بازم به نحوی روی مخمه! یه جوری باید رد کنم بره..اکثرشونُ هدیه دادم به عروسایی که نیاز داشتن :))ولی خب بعضیاش مونده هنوز..یه عادت عجیب دیگه ای که دارم هم اینه که بعضی چیزایی که نمیخوام و لازم ندارم یا جدیدشو دلم میخواد، توی دیوار آگهی میکنم؛ بعد به محض اینکه مشتری میاد واسش پشیمون میشمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:39

هزار سال یکبار پیش میاد تو خونه ما ساعت 10 شب خاموشی زده بشه :))دیروز خاله و سمانه و سمیرا اومدن خونه مامان و تا امروز بودن؛ حسابی این دو روز پسرک بازی کردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:39

پسرک سومین شمع رو فوت کرد❤اصلن مادر شدن تو برنامهم نبود..ولی ۲۳ خرداد ۹۸ ساعت چند دقه به ۷ صبح؛ انگار توی تمام سلول های تنم هزارتا شکوفه گیلاس جوونه زد :) ..خدایا :) هزار مرتبه شکرت!+هر کادویی که باز میکرد با تردید و هیجان توامان آروم ازم میپرسید اینا مالِ منه؟!+کیک و تِم امسالش "تپلوها" بود! خیلی دوستشون داره :)+همه سنگ تموم گذاشته بودن..دستشون درد نکنه(مامان باباهامون و دایی و خاله و عمهش)+نابود شدم من این یک هفته!!یجورایی خونهتکونی داشتم :(دستام اگزما شدنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:39

بیدلیل بیحوصله و خنثیم!و شاید چیزی که مقداری به وجد آورد دیروز و امروز منو،باشه! به علاوه مینی سریال WandaVision, همین!البته دکتراسترنج به جذابیت قسمت اولش نیست :)این روزا یا درگیر اداره و دانشگاهم محض آزاد کردن مدرکم، یا درگیر کلاس و جزوه، یا درگیر مریضی خودم و پسرک و همسر،و همینقدر یکنواخت زندگی ادامه داره!چندساعت دیگه اولین جلسه دوره جدیده و من از دندوندرد تمرکز ندارم، باید دوش بگیرم و ناهار هم درست کنم!+ محض حفظ ریتمِ آرشیوِ ماهانه!پ.ن: عزیزای دلی که کامنت گذاشتین و سراغمو گرفتین؛ عزیز دلین❤ چهارشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 8:39

اینکه من یکساعت آخر این فیلم فقط اشک ریختم طبیعیه؟ :') ..Always+ پ.ن: محض رقیق کردن احساسات :))

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 8:39

شاهکُش!خیلی بیمعنی بود :/خیلی!پایانش از سوراخ لایه اوزُن باز تر بود :/___خواب میدیدم با باباینا رفتیم خونه جدید تو اصفهان و توی ایوونش با نمیدونم کی داشتم نمیدونم چی میخوردم که محو شفق قطبی شدم!! بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 10:26

سال نو شد خونه مجازیم هم نو بشه :)

انقد غالبای خفن پیدا کردم که کلاً پشیمون شدم!!

ولی خب این به دلم نشست :)

در طول این ۴ سال این چهارمیشه :) شایدم پنجمی!

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 10:26

از نظر روحی نیاز دارم به خرید یک عالمه چیز فانتزی..از پارچه بگیر تا پاککن و تراش بامزه و دخترونهطور!! ولی از نظر تایم و وقت بشدت محدودم :(کلاس امروز ؛ خوب بود..مِن باب امور جاریه ی نوزاد از بدو تولدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 5:31

و خدا خواست ۷ بهمن بشه قشنگ ترین تاریخ زندگیمون..

سر فرصت میام کلی چیز تعریف میکنم :))

برچسب: نویسنده: آرمان حسین‌پور تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 5:31

صفحه بندی